تبلیغات
نیاز - رفت...


نیاز


.: محل تبلیغات شما :.

با بیش از هزاران بازدید كننده در روز

 

.
طراحی قالب : محمد تمسكنی

www.paras2.co.sr

 
رفت...

عاشقانه ,

سر کلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن : رفتم ... رفتی ... رفت... ساکت می شوم، می خندم، ولی خنده ام تلخ می شود. استاد داد می زند : خوب بعد؟ ادامه بده . و من می گویم : رفت ...رفت ...رفت. رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شادیم بمرد...شور از دلم ببرد . رفت...رفت...رفت و من می خندم و می گویم : خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است...کارم از گریه گذشته است به آن می خندم ...

نوشته شده توسط علی در یکشنبه 12 فروردین 1386 و ساعت 12:04 ب.ظ

  [لینك مطلب]  |  نظرات » ()

ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

كلیه حقوق این وبلاگ محفوظ می باشد.

 هر گونه كپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذكر منبع مانعی ندارد.


طراح قالب : محمد تمسكنی